برگشت دوباره
بانه
سلام به همه دوستای مهربونم
بابت نظر همتون در رابطه با این تختخواب های جدید ممنونم...یه جورایی منصرف شدم...
اما خبر جدید اینکه من و همسری از جمعه میریم تبریز تا ااااااااااااااااااااااااااا پنجشنبه!!خیلی با حالیم نه؟!آخه این امتحان زبان ما به حالت کشسان در اومده
...شنبه امتحان کتبی...سه شنبه صبح مصاحبه من و پنجشنبه صبح هم مصاحبه همسری....
حالا قراره ما هم از این فرصت استفاده کنیم و اون وسط مسط ها یه گذری به بانه بزنیم...همسری میخاد از اوجا تی.وی بگیره...منم روتختی و سرویس قابلمه و قاشق چنگال و یه سری خورده ریز مثل ماشین ریش تراش و سشوار
من تا حالا بانه نرفتم..نمیدونم یه روزه میشه اونجارو گشت و این چیزایی که میخوایمو پیدا کرد؟یا باید بیشتر از یه روز بمونیم؟و اینکه پاساژ خوب اونجا کدومه؟
اگه شما دوست جونیا در مورد بانه و این خریدایی که ما میخوایم اونجا بکنیم،نظر و یا تجربه ای دارید...یک دنیا ممنون میشم راهنماییم کنید..قبلا هم از کمکاتون ممنونم
...بوس بوس
یه مشورت در باب ....
عروس درجه 3!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام به دوستای گلم
الان که دارم این پستو میذارم در حال غش کردنم از خستگی...ولی مینویسم چون دوست دارم ....من و آنی با هم توی یه دانشگاه همکاریم...روزایی که با همیم کلی صفا میکنیم...از 8 صبح تا شب با همیم...همش برای کارامون برنامه ریزی میکنیم و لیست مینویسیم...و این اتفاقا همه در همون یک روزی که ما با همیم میفته...
چند روز پیش که با هم رفته بودیم یه آرایشگاه واسه دیدن کارای عروسش با یه صحنه مواجه شدیم که ببخشید ببخشید ج.ی.ش من داشت میریخت از خنده..
ماجرا از این قرار بود....وقتی ما رسیدیم به آرایشگاه 2 تاعروس درست کرده اونجا آماده بودن که بیان دنبالشون...یه عروس نامزدی و یه عروس عروسی...خداییش عروس نامزدی عین عروسک شده بود..اما من از آرایش اون یکی عروسه خیلی خوشم نیومد...
رفتیم پیش خانوم آرایشگر اصلی(فکر کنید یه خانوم با قد حدودا 150 و وزن 100 کیلو که به زور توی آرایشگاه حرکت میکرد ) و همین که گفتیم عروسیم...گل از گلش شکفت....
ازش در مورد قیمت پرسیدیم...فکر کنید سرشو آورد نزدیک در گوش ما ودرحالیکه زیر جشمی به عروسی که عروسیش بود نگاه میکرد...گفت ببینید من چند درجه عروس دارم....درجه 1..درجه 2...درجه3...(همه اینا داره آروم میگه و یه نگاه زیر چشمم به اون عروسه داره).در همین حین گفت...اون عروسمو میبینید؟...من و آنی هم زل زدیم تو چشای عروسه ...(حالا عروسه هم ول کن نیستو واسه منو آنی هی ناز میاد...با نوک موهاش هی بازی میکنه... به خدا کم مونده بوده چشمک بزنه) ..در حال این ادا و اصولای این عروسه بودیم که آرایشگره گفت این عروسه من ...عروسه درجه 3 هه!!!!!!
وااااااااای خدایا....اون لحظه یاد این فیلم مرد درجه 2 توی GEMTV افتاده بودم...دیگه مردم از خنده...آخه میدونید جالب اینجا بود که عروسه هی ناز میکرد...فکر میکرد آرایشگره داره یه چیزای خفنی ازش به ما میگه...خیلی اون لحظه خندیدم...به خدا من بد جنس نیستما...حال و هوای اون لحظه خیلی منو خندوند...این ارایشگره هم چون تپل بود...یه جوری خیلی با مزه و جدی این حرفو زد....و اداهای اون عروسه منو کشته بود...خلاصه همه اینا دست به دسته هم داد دیگه دوست جونیا...دعوام نکنید
هانی یادته توام چقدر خندیدی؟ناز بشی تو ی چشات اشک حلقه زد وقتی برات تعریف کردم....
در پایان اینکه .....این همه رفتم درس خووندم ...آخرش در آمده یه آرایشگر 2-3 براربره منه!!!!!واقعا خدایا عدالتتو عشقه!!!

